السورة: سورة هود

الآية : 114

وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِۚ ذَٰلِكَ ذِكۡرَىٰ لِلذَّـٰكِرِينَ

و [اي پيامبر!] نماز را در دو طرف روز، و در قسمتي از شب بر پادار؛ زيرا حسنات سيئات را از بين مي‌برند، اين پندي است براي پندپذيران



السورة: سورة هود

الآية : 115

وَٱصۡبِرۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ

و [اي پيامبر!] صبر كن كه الله مزد نيكوكاران را ضايع نمي‌كند



السورة: سورة هود

الآية : 116

فَلَوۡلَا كَانَ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مِن قَبۡلِكُمۡ أُوْلُواْ بَقِيَّةٖ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡفَسَادِ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّنۡ أَنجَيۡنَا مِنۡهُمۡۗ وَٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَآ أُتۡرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجۡرِمِينَ

پس چرا در ميان مردمي كه پيش از شما بودند جز اندكي كه نجات شان داديم خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد كاري در روي زمين منع كنند، و كساني كه ستم كردند، به دنبال ناز و نعمتهاي خود رفتند، و مجرم بودند



السورة: سورة هود

الآية : 117

وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ

و [اي پيامبر!] پروردگار تو بر اين نبوده است كه به ستم، شهرهايی را كه اهل آنها نيكوكار بوده اند، ويران سازد



السورة: سورة هود

الآية : 118

وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخۡتَلِفِينَ

و اگر پروردگار تو مي‌خواست، به يقين همة مردم را يك امت مي‌گردانيد، ولي پيوسته در اختلاف هستند



السورة: سورة هود

الآية : 119

إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡۗ وَتَمَّتۡ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ

مگر كساني كه پروردگار تو بر آنها رحم كرده است، و براي همين چيز آنها را آفريده كرده است، و سخن پروردگار تو به اين تعلق گرفته است كه به يقين دوزخ را از همة [مجرمان] جن و انس پُر مي‌كنم



السورة: سورة هود

الآية : 120

وَكُلّٗا نَّقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَۚ وَجَآءَكَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَقُّ وَمَوۡعِظَةٞ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ

و همة آنچه را كه از خبرهاي پيامبران بر تو قصه مي‌كنيم، تا دلت را ثابت نگه داريم، و در اين [سوره] حق براي تو، و پند و تذكري براي مؤمنان آمده است



السورة: سورة هود

الآية : 121

وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنَّا عَٰمِلُونَ

و به كساني كه ايمان نمي‌آورند، بگو: شما بر شيوة خود عمل كنيد، كه ما هم [بر شيوه‌ خود] عمل خواهيم كرد



السورة: سورة هود

الآية : 122

وَٱنتَظِرُوٓاْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ

و منتظر باشيد، كه ما هم منتظر هستيم



السورة: سورة هود

الآية : 123

وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُ ٱلۡأَمۡرُ كُلُّهُۥ فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ

[دانستن] اسرار غيبي آسمانها و زمين براي الله است، و همة كارها به او باز مي‌گردد، پس او را عبادت كن، و بر او توكل نما، و پروردگار تو از آنچه مي‌كنيد، غافل نيست



السورة: سورة يوسف

الآية : 1

الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ

الف، لام، را[1]، اينها آيات كتاب مبين است


1- ـ اين حروف به نام حروف مقطعه ياد مى‌شوند.


السورة: سورة يوسف

الآية : 2

إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ

ما آنرا قرآني عربي نازل كرديم، تا باشد كه بينديشيد



السورة: سورة يوسف

الآية : 3

نَحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ أَحۡسَنَ ٱلۡقَصَصِ بِمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ

[اي پيامبر!] ما نيكوترين داستان را به وحي كردن اين قرآن بر تو حكايت مي‌كنيم، و گر چه پيش از [نزول] آن از بي‌خبران بودي



السورة: سورة يوسف

الآية : 4

إِذۡ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّي رَأَيۡتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوۡكَبٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ رَأَيۡتُهُمۡ لِي سَٰجِدِينَ

زماني [را به ياد آور] كه يوسف به پدر خود گفت: اي پدر! [در خواب] ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه را ديدم كه برايم سجده مي‌كنند؟



السورة: سورة يوسف

الآية : 5

قَالَ يَٰبُنَيَّ لَا تَقۡصُصۡ رُءۡيَاكَ عَلَىٰٓ إِخۡوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيۡدًاۖ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٞ مُّبِينٞ

[پدرش] گفت: اي پسر من! خوابت را براي برادرانت حكايت مكن، كه نسبت به تو بد انديشي بزرگي مي‌كنند، زيرا شيطان دشمن آشكار انسان است



السورة: سورة يوسف

الآية : 6

وَكَذَٰلِكَ يَجۡتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأۡوِيلِ ٱلۡأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعۡقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيۡكَ مِن قَبۡلُ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٞ

و پروردگارت به اين گونه تو را برمي‌گزيند، و از تعبير خوابها به تو مي‌آموزد، و نعمت خويش را بر تو، و بر خاندان يعقوب تمام مي‌كند، همان گونه كه نعمت خود را پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد، به يقين پروردگار تو داناي باحكمت است



السورة: سورة يوسف

الآية : 7

۞لَّقَدۡ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخۡوَتِهِۦٓ ءَايَٰتٞ لِّلسَّآئِلِينَ

به راستي در [سرگذشت] يوسف و برادرانش، عبرتهايي براي سؤال كنندگان است



السورة: سورة يوسف

الآية : 8

إِذۡ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ

آنگاه كه [با خود] گفتند: يوسف و برادرش [بنيامين] در نزد پدر ما، از ما دوست داشتني‌تر هستند، در حالي كه ما نيرومند تريم، به يقين پدر ما در گمراهي آشكاري است



السورة: سورة يوسف

الآية : 9

ٱقۡتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ ٱطۡرَحُوهُ أَرۡضٗا يَخۡلُ لَكُمۡ وَجۡهُ أَبِيكُمۡ وَتَكُونُواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ قَوۡمٗا صَٰلِحِينَ

يوسف را بكشيد، و يا او را به سرزمين [دور دستي] بيندازيد، تا توجه پدر تان تنها به سوي شما باشد، و بعد از آن [توبه كنيد] و مردم صالحي شويد



السورة: سورة يوسف

الآية : 10

قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ لَا تَقۡتُلُواْ يُوسُفَ وَأَلۡقُوهُ فِي غَيَٰبَتِ ٱلۡجُبِّ يَلۡتَقِطۡهُ بَعۡضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ

يكي از آنان گفت: يوسف را نكشيد، و اگر مي‌خواهيد كاري بكنيد، او را به قعر چاه بيندازيد، تا كارواني او را ببرد



السورة: سورة يوسف

الآية : 11

قَالُواْ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأۡمَ۬نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَٰصِحُونَ

گفتند: اي پدر! تو را چه شده است كه ما را بر يوسف امين نمي‌شماري، در حالي كه ما به يقين خير خواه او هستيم



السورة: سورة يوسف

الآية : 12

أَرۡسِلۡهُ مَعَنَا غَدٗا يَرۡتَعۡ وَيَلۡعَبۡ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ

فردا او را با ما بفرست، تا ميوه بخورد، و بازي كند، و ما از او محافظت به عمل مي‌آوريم



السورة: سورة يوسف

الآية : 13

قَالَ إِنِّي لَيَحۡزُنُنِيٓ أَن تَذۡهَبُواْ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأۡكُلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَأَنتُمۡ عَنۡهُ غَٰفِلُونَ

گفت: اگر او را ببريد، اندوهگين مي‌شوم، و مي‌ترسم كه شما غفلت كنيد، و گرگ او را بخورد



السورة: سورة يوسف

الآية : 14

قَالُواْ لَئِنۡ أَكَلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّآ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ

گفتند: در حالي كه ما گروه نيرومندي هستيم، اگر گرگ او را بخورد، در اين صورت هرآينه ما زيانكار خواهيم بود



السورة: سورة يوسف

الآية : 15

فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِۦ وَأَجۡمَعُوٓاْ أَن يَجۡعَلُوهُ فِي غَيَٰبَتِ ٱلۡجُبِّۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمۡرِهِمۡ هَٰذَا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ

و چون او را بردند، و با هم اتفاق كردند كه او را در قعر چاه بیندازید، و ما به او [يوسف] وحي كرديم كه به يقين آنها را از اين كار شان با خبر خواهي ساخت، در حالي كه آنان نمي‌دانند



السورة: سورة يوسف

الآية : 16

وَجَآءُوٓ أَبَاهُمۡ عِشَآءٗ يَبۡكُونَ

و شبانگاه گريه كنان نزد پدر خود آمدند



السورة: سورة يوسف

الآية : 17

قَالُواْ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبۡنَا نَسۡتَبِقُ وَتَرَكۡنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئۡبُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤۡمِنٖ لَّنَا وَلَوۡ كُنَّا صَٰدِقِينَ

گفتند: اي پدر! ما به مسابقه رفته بوديم، ويوسف را نزد اثاث خود گذاشته بوديم كه گرگ او را خورد، و [مي دانيم كه] تو سخن ما را باور نداري، و اگر چه راستگو باشيم



السورة: سورة يوسف

الآية : 18

وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٖ كَذِبٖۚ قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرٗاۖ فَصَبۡرٞ جَمِيلٞۖ وَٱللَّهُ ٱلۡمُسۡتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ

و جامه اش را با خون دروغيني آوردند، [يعقوب] گفت: [چنين نيست كه شما مي‌گوييد] بلكه نفس شما، كار بدي را براي شما آراسته است، و[موقف من] صبر جميل است، و از آنچه مي‌گوييد، از الله ياري مي‌خواهم



السورة: سورة يوسف

الآية : 19

وَجَآءَتۡ سَيَّارَةٞ فَأَرۡسَلُواْ وَارِدَهُمۡ فَأَدۡلَىٰ دَلۡوَهُۥۖ قَالَ يَٰبُشۡرَىٰ هَٰذَا غُلَٰمٞۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَٰعَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ

و كارواني آمد، و [آب آور] خود را فرستادند، و او دلو خود را [در چاه] انداخت [آب آور] گفت: [براي ما] مژده باد اين پسركي است، و او را مانند كالايي پنهان ساختند، و الله به آنچه مي‌كنند، دانا است



السورة: سورة يوسف

الآية : 20

وَشَرَوۡهُ بِثَمَنِۭ بَخۡسٖ دَرَٰهِمَ مَعۡدُودَةٖ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ ٱلزَّـٰهِدِينَ

و [برادران يوسف] او را از روي بي رغبتي به بهاي اندكي كه چند درهم معدودي بود فروختند