يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ
روزي كه به دوزخ ميگوييم: آيا پُر شدهاي؟ و [دوزخ] ميگويد: آيا بيشتر از اين هم هست
فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ
در ميان باد سوزان، و آب جوشان هستند
وَظِلّٖ مِّن يَحۡمُومٖ
و در ساية از دود متراكم
لَّا بَارِدٖ وَلَا كَرِيمٍ
كه نه خنك است، و نه خوش آيند
ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ
بعد از آن شما اي گمراهان تكذيب كننده
لَأٓكِلُونَ مِن شَجَرٖ مِّن زَقُّومٖ
به يقين كه از درخت زقوم خواهيد خورد
فَمَالِـُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ
و شكمها [ي خود] را از آن پُر ميكنيد
فَشَٰرِبُونَ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡحَمِيمِ
و بر روي آن از آب جوشان خواهيد نوشيد
فَشَٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ
به مانند نوشيدن شتران تشنگي زده
هَٰذَا نُزُلُهُمۡ يَوۡمَ ٱلدِّينِ
اين است مهماني اينها [مهماني اصحاب شمال] در روز قيامت
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَـٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ
اي كساني كه ايمان آورده ايد! خود، و خانوادة خود را از آتشي حفظ كنيد، كه هيمة آن، مردمان و سنگها است، فرشتگان بر آن گماشته شده اند كه درشت خوي و سخت گير ميباشند، از آنچه كه الله آنان را به آن امر كند، نافرماني نميكنند، و آنچه را كه به آن امر ميشوند، انجام ميدهند
وَلِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ
و براي كساني كه به پروردگار شان كفر ورزيده اند، عذاب جهنم است، [و جهنم] جايگاه بدي است
إِذَآ أُلۡقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقٗا وَهِيَ تَفُورُ
چون در آنجا انداخته شوند، در حالي كه [جهنم] ميجوشد، از آن نعرة ميشنوند
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۖ كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ
نزديك است كه از شدت خشم پاره پاره شود، هرگاه گروهي در آن انداخته ميشود، نگهبانان دوزخ از آنان ميپرسند: آيا بيم دهندة براي شما نيامده بود
ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ
بعد از آن او را به دوزخ بيندازيد
ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ
بعد از آن او را به زنجيري كه هفتاد گز است، در بند بكشيد
كَلَّآۖ إِنَّهَا لَظَىٰ
هرگز [چنين نيست] آن آتشي است كه زبانه ميكشد
نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ
بَركَنندة پوست سر است
تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ
كساني را كه به [دين الهي] پشت كرده بودند، و [از حق] روي گردان بودند، به سوي خود فرا ميخواند
وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ
و [همچنين كساني] كه مال را ذخيره كرده و نگه داشته اند
سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ
به زودي او را به سقر مياندازم
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ
و تو چه ميداني كه سقر چيست
لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ
[آتش سوزاني است كه] نه باقي ميگذارد، و نه رها ميكند
لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ
سوزانندة پوست بشر است
إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَلَٰسِلَاْ وَأَغۡلَٰلٗا وَسَعِيرًا
ما براي كافران غُل و زنجيرها، و آتش سوزاني را آماده كرده ايم
ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِي ثَلَٰثِ شُعَبٖ
به سوي ساية سه شاخة [كه از دود جنهم است] برويد
لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ
كه نه ساية سردي است، و نه مانع شعله هاي آتش ميشود
إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ
به يقين [جهنم] آتش پاره هاي از خود بيرون ميدهد كه مانند قصر [چند طبقه] ميباشند
كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ
به طوري كه گويا [آن شرارهها] شترهاي زرد رنگي ميباشند
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتۡ مِرۡصَادٗا
به يقين كه دوزخ كمينگاه است